این روزها همه وبلاگنویس شدهاند. شما چه طور؟!
ابزارهای وب 2.0
بخش دوم-قسمت اول: وبلاگ
یک روز هم به نام وبلاگ
روزنامه اصفهان زیبا- شماره 519،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات،ستون اینترچت(7)، پنجشنبه 21شهریور1387
سه هفتهایست که صحبت از وب 2.0 و ابزارهایش را آغاز کردهایم. نیمنگاهی به دو مقولهی «تعریف وب 2.0» و «شبکههای اجتماعی» داشتیم و سعیمان بر این بود که این نوشتهها فتح بابی باشد برای آشنایی خوانندگان این صفحه با پدیدهی مهمی به نام وب 2.0 و ابزارهای آن، با این فرض که تعداد قابل توجهی از خوانندگان این صفحه، عمده فعالیتشان در دنیای اینترنت محدود میشود به فعالیتهایی تحت عنوان «چت» که اگر چه وسیلهای مفید و کاربردی است اما استفادهی بیرویه و نادرست از آن، مشکلات و معضلات خاصی را به دنبال خواهد داشت.
اما حالا در دومین قسمت از «معرفی ابزارهای وب 2.0» به سراغ پدیدهی «وبلاگنویسی» رفتهایم؛ به دو دلیل: اول اینکه در دو هفتهی اخیر دو تاریخ مهم را در رابطه با این پدیده داشتیم؛ 31آگوست روز جهانی وبلاگ و 16 شهریور روز تولد اولین وبلاگ فارسی. دوم اینکه وبلاگنویسی یکی از محبوبترین مظاهر وب 2.0 و پدیدهای بسیار مورد توجه مردم جهان است.
روز جهانی وبلاگ مبارک باد!
31 اوت (10 شهریور) روز جهانی وبلاگ است. مجله الکترونیکی «زیگزاگ» در این باره مینویسد:« نیر اوفیر در سال 2005 آغازگر این حرکت نو بود و امسال چهارمین سال متوالی است که وبلاگ ها هم یک روز جهانی را به نام خود ثبت کرده اند.
روز وبلاگ بر اساس این باور ایجاد شد که بلاگرها روزی را در اختیار داشته باشند تا وبلاگهایی از کشورها و فرهنگهای مختلف را به خوانندگانشان معرفی کنند. به همین علت بلاگرها در این روز، طی یک اقدام هماهنگ، یک نوشته در وبلاگ خود قرار میدهند که در آن به معرفی 5 وبلاگ تازه که ترجیحاً از فرهنگ، گرایش و دیدگاه متفاوتی برخوردارند، میپردازند تا بازدیدکنندگان و خوانندگانشان نیز با گشت و گذار و کشف بلاگهای جدید و ناشناخته، آشنایی با افراد و بلاگهای تازه را جشن بگیرند.» همچنین وبلاگنویسان لوگویی را که سایت «روز جهانی وبلاگ» طراحی کرده، در وبلاگهایشان قرار میدهند و خلاصه این روز بهانهای است برای شناساندن وبلاگهای ناشناخته و تعامل مفیدتر وبلاگنویسان سراسر دنیا با یکدیگر.
اما اینکه چرا ۳۱ آگوست برای این مناسبت در نظر گرفته شده هم جالب است. تاریخ سی و یکم ماه هشتم میلادی (3108) با نگاهی گرافیکی بسیار شبیه کلمه انگلیسی Blog بوده و این بازی با اعداد و حروف، باعث شد تا این روز را به عنوان «روز جهانی وبلاگ» نامگذاری کنند.
وبلاگستان فارسی 7 ساله شد!
درست 7 سال پیش، شانزدهم شهریور ماه، «سلمان جریری» در صفحه وبی که نام «وبلاگ سلمان» را برایش انتخاب کردهبود، چنین نوشت:« weblog(وبنوشت) اصلا یعنی چی؟ وبنوشت بر وزن دستنوشت یک اصطلاح مندرآوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepageای میگن که شامل نوشتههای شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. Weblogها معمولا هر روز update میشوند…» اما از آن روز تا به حال وبلاگهای بیشماری متولد شدند تا حدی که حالا مفهومی به نام «وبلاگستان فارسی» که در اصل تقریباً یعنی مجموعهی وبلاگهای فارسی زبان در کل وب بر صدها هزار (یا شاید بیشتر!) وبلاگ که پارسی نوشته میشوند یا پارسیزبان مینویسدشان، دلالت میکند. امسال نیز وبلاگهای زیادی در گرامیداشت تولد وبلاگستان فارسی دست به فعالیتهای ابتکاری جالب زدند. از جمله وبلاگ «یک فتحی» که از چند وبلاگنویس شناخته شدهتر دعوت کرده تا با چشمان بسته، مطلبی بنویسند و برایش بفرستند و اینگونه آلبومی از دستنوشتههای وبلاگنویسان را گرداوری کرده یا وبلاگ «فیسآف» که از چندین وبلاگنویس سرشناس خواسته تا به این مناسبت درباره «وبلاگ» چیزی بنویسند.
«محمدعلی ابطحی» از جمله سیاستمداران وبلاگستان در پاسخ به این دعوت، نوشته:« وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بینقاب از درون صاحبش تراوش کند، خواندنی است. وقتی جای رسانه را میگیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.» نیما اکبرپور هم به عنوان یکی از روزنامهنگاران وبلاگستان این طور نوشته:« وبلاگ یکی از عاشقانههای من است. خیلی وقتها فکر میکنم که وبلاگ چه چیزهایی به من داده یا شاید بهتر است بگویم من از وبلاگ چه چیزهایی را گرفتهام. واقعیتش این است که در حال حاضر هر چه که دارم از این دوستداشتنی مجازی به من رسیده. کارم، سرگرمیم و از همه مهمتر بخش مهمی از دوستانم را با وبلاگم صید کردهام. وبلاگم مجموعهای است از نوشتههای روزمره، جدی، شوخی و غرغرهایم که رهایش میکنم در کهکشان مجازی. وبلاگ من را به خیلی از آرزوهایم رسانده و هنوز هم شعبدههایی در آستینش دارد که همیشه میتواند من را متحیر کند.» اما «امین ثابتی» هم نظر قابل تاملی دارد:« میدانید، وبلاگ یک چوب دو سر طلا است! یعنی اینکه بعضیها فکر میکنند وبلاگ تأثیر شگرفی بر روی جامعه و مردم عادی دارد و بعضیها نیز فکر میکنند وبلاگ و وبلاگنویسی تأثیر آنچنانی ندارد و تنها از آن به عنوان یک تفریح یاد میکنند! به همین دلیل میتوان گفت که وبلاگ چوب دو سر طلایی است که سود و ضرر دارد. اما از همهی اینها بگذریم، وبلاگنویسی در ایران خواسته و یا ناخواسته در جامعهی روزنامهنگاری تأثیر شگرفی داشته است و همین وبلاگنویسان با نوشتههای خود باعث شدهاند که بسیاری خبرگزاریها و روزنامههای ایران صفحات خود را با تکنیک Copy and Paste پر کنند!» اما شاید جالبترین جواب متعلق باشد به وبلاگ «کوته نوشت» که میگوید:«به عوض “انبوه” ناگفتههایمان، “اندکی” وبلاگ مینویسیم.» خلاصه این که سرباز معلم جنوبی که کوچکترین مدرسه دنیا را دارد، وبلاگنویسی که طعم زندگی در غربت را میچشد، آیتی نویسان وبلاگستان و خیلیهای دیگر از زندگی وبلاگیشان و تاثیر این پدیده در زندگیشان حرفهای جالبی زدهاند که حیف با کمبود جا مواجهیم!
خب! این تعاریف پایه را از پدیدهای به نام «وبلاگ» داشته باشید تا هفتهی آینده که نگاهی خواهیم داشت به انواع مختلف وبلاگها؛ از وبلاگ و فتوبلاگ و رادیو بلاگ و ویدئوبلاگ گرفته تا پدیدهی جدید میکروبلاگینگ!