روزنامه‌نگار اصفهانی

Not Just another WordPress.com weblog! It`s just different!

بایگانیِ نوامبر 2008

برای آنها که به شدت به برقراری ارتباطات اجتماعی علاقمندند!

دیدگاهی بگذارید »

ابزارهای وب 2.0

قسمت اول: شبکه‌های اجتماعی

روزنامه اصفهان زیبا-شماره 507،صفحه 6،صفحه فناوری اطلاعات،ستون اینترچت(5)،پنجشنبه 7شهریور 1387

هفته پیش، درباره نسخه‌های مختلف وب صحبت کردیم و قرار بر این شد که در این شماره و شماره‌های آتی ابزارهای «وب 2.0» را معرفی کنیم تا بدین وسیله بتوانیم با این دنیای جذاب بیشتر آشنا شویم؛ بر مبنای علاقه و هدفمان در شبکه‌های اجتماعی عضو شویم، حرفهایمان را در وبلاگمان بنویسیم، عکسهایمان را در فتوبلاگمان آپلود کنیم، پادکستر باشیم، روزانه در عرض چند دقیقه تمام سایتها و وبلاگهای موردعلاقه‌مان را بخوانیم، مطالب مورد علاقه‌مان را با دیگران به اشتراک بگذاریم و در یک کلام کاربر حرفه‌ای وب 2.0 باشیم!

اما در اولین قدم کدام ابزار را معرفی کنیم؟! سوال سختی است! انتخاب «اولین» از میان این همه ابزار، احتیاج به بررسی روانشناسانه‌ی کاربران اینترنت و مخصوصاً مخاطبان این صفحه دارد. خب اجازه بدهید با «شبکه‌های اجتماعی» شروع کنیم هرچه باشد ما به شدت به برقراری ارتباطات اجتماعی علاقمندیم! تا آنجا که «چت» شناخته‌شده‌ترین ابزار دنیای اینترنت در بین ایرانیان است و خیلی‌هایمان حتی «اینترنت» را مساوی «چت» می‌دانیم!

اورکات، گزگ، کلوب، زوکا، مای‌اسپیس و… حتماً تا به حال این نام‌ها را شنیده‌اید یا اصلاً شاید در بعضی از این شبکه‌های اجتماعی عضو بوده یا هستید. با تولد نسخه دوم وب، شبکه‌های اجتماعی مختلفی به وجود آمدند که خیلی‌هایشان شبیه هم بودند. کاربر با عضو شدن در این شبکه‌ها صاحب یک پروفایل شخصی می‌شد که در واقع شناسنامه‌اش در آن شبکه و معرفی‌نامه‌ای برای پیدا کردن دوستان جدید بود. بعد از آن کاربر می‌توانست ساعتها در شبکه گردش کند، پروفایل دیگران را بخواند، اگر از کسی خوشش آمد او را به لیست دوستانش اضافه کند، برای تولد دوستانش کادوهای مجازی بفرستد، درآمد مجازی کسب کند، علائقش را با دیگران به اشتراک بگذارد، آلبوم عکس درست کند و خلاصه اینکه شبکه‌های اجتماعی بیشتر حکم سرگرمی یا دوست‌یابی را داشتند.

از «اورکات» می‌توانیم به عنوان اولین شبکه اجتماعی که با استقبال زیاد کاربران روبه‌رو شد یاد کنیم بعد از آن «مای اسپیس» غول شبکه‌های اجتماعی آمریکایی توجه کاربران را جلب کرد. این شبکه با دادن سرویس‌ها و خدمات بیشتر مانند ترغیب به استفاده از موزیک، رادیو اینترنتی، پادکست، آپلود عکس و غیره باعث شد تا عده بیشتری به سمت شبکه‌های اجتماعی سوق پیدا کنند. در این بین سایتهای دیگری پیدا شدند که سعی کردند بر روی یک بازار و یا مخاطب خاص تمرکز کنند که مهمترینشان سایت linkedin بود؛ یک شبکه اجتماعی برای ایجاد پروفایل تخصصی زندگی شغلی کاربران. دیگر شبکه اجتماعی جالب و متفاوت، «xuqa» بود. گروه هدف این شبکه، دانشجویان سراسر جهان بودند. هنگام ثبت نام در این سایت باید در گروه دانشگاهتان یا دانشگاه مورد علاقه‌تان عضو می‌شدید و می‌توانستید با دانشجویان مختلفی از دانشگاهها و کشورهای مختلف ارتباط برقرار کنید.

اما رقابت میان شبکه‌های اجتماعی با ورود «Facebook» سمت و سوی متفاوتی یافت. فیس‌بوک یک «پلتفرم» «اپن‌سورس» است با «اپلیکیشن‌های» مختلف که کاربرانش بر اساس نیازشان ساخته و در اختیار همگان قرار می‌دهند. وقتی در Facebook عضو شدید، مانند شبکه‌های قبلی یک پروفایل برایتان ساخته می‌شود که می‌توانید مشخصاتتان را در آن وارد کنید. اما تفاوت فیس‌بوک از این جا شروع می‌شود. شما باید در شبکه بگردید و اپلیکیشن‌ها (افزونه‌ها یا همان برنامه‌های کوچک) دلخواهتان را پیدا کنید، با کلیک روی آنها به صفحه‌ی پروفایلتان اضافه‌شان کنید و در مرحله پیشرفته‌تر، اگر افزونه‌‌ی مورد نیازتان را پیدا نکردید، خودتان بسازیدش! مثلاً فکر کنید دلتان می‌خواهد تیتر آخرین پستهای وبلاگتان در پروفایل فیس‌بوکتان نمایش داده شود، خب باید افزونه‌ی «Simply RSS» را به پروفایلتان اضافه کنید. افزونه‌های زیادی در فیس‌‌بوک وجود دارند از جمله: «The Wall» که یک دیوار سفید است برای یادگاری نوشتن دوستان، « Persian Gift» که شامل چلو کباب و فرش و کله‌پاچه است برای هدیه به دوستان، باکس «Are You interested?» برای کلیک کردن کسانی که تحت تاثیر شما قرارگرفته‌اند، «Compare people» برای مقایسه شما با دوستانتان از وجه‌های مختلف مثل بامزگی یا هوش، «My pages» فهرست صفحاتی است که به‌شان علاقه داریم مثل صفحه‌ی اختصاصی ایران یا دانشگاه استنفورد، «طالع بینی»، «What does your birth date mean?»، «Twitter »،«Blog Networks»، «My School Friends»، «آنالیز نام»، « هدایا» و هزاران اپلیکیشن دیگر که هر روز به وسیله کاربران شبکه، ساخته می‌شوند و شما فقط کافیست بنابر سلیقه‌تان این باکس‌ها را در هر جای پروفایلتان که دوست داشتید، نصب کنید.

در فیس‌بوک شما می‌توانید گروه، صفحه و اپلیکیشن بسازید. فیس‌بوک تعامل خوبی با سرویس‌های اجتماعی دیگر دارد. و خلاصه اینکه «مارک زوکر برگ» بیست و یک ساله که هم‌اکنون جزو پولدارترین چهره‌های اینترنت نیز به شمار می‌آید، دنیای عجیب و جالبی را برای مردم جهان ساخته؛ بزرگترین شبکه اجتماعی با بیشترین نرخ رشد که هم‌اکنون بیش از 100 میلیون کاربر دارد و حتی بیل گیتس هم در آن عضو بوده و به دلیل 8هزار درخواست دوستی در روز، عطای نیم‌ساعت گشت و گذار روزانه در فیس‌بوک را به لقایش بخشیده!

اما اجازه بدهید قسمتی از نوشته وبلاگ «عصیان» را هم که به اهمیت عضویت در فیس‌بوک اشاره دارد، نقل کنم:«فیس‌بوک جدی‌ترین شبکه اجتماعی است که تا حالا دیده‌ام. دلیلش هم این است که همه آن‌ را جدی گرفته‌اند و نتیجه‌اش این شده که کلی آدم حسابی با هویت‌های واقعی در آن عضو شده‌اند و سایت کاربردی واقعی پیدا کرده. به شخصه از فیس‌بوک استفاده زیادی کرده‌ام. دوستانی را که از این طریق پیدا کرده‌ام، ارتباط‌های مفیدتری برایم داشته‌اند و گاهی از طریق آنها توانسته‌ام کارهای بهتری انجام دهم یا راهنمایی‌های مفیدتری بگیرم. واقعاً به جز فیس‌بوک از چه طریقی می‌توان با یک استاد تاریخ دانشگاه استرالیا که همسن پدرم است دوست شد یا مثلاً در نگارش یک کتاب درباره ایران به یک دوست نویسنده انگلیسی زبان دیگر کمک کرد؟ شبکه‌های اجتماعی و در کل اینترنت زندگی‌ام را عوض کرده‌اند. اینترنت ابزاری بود که به واسطه‌اش توانستم از یک فرد بی‌رابطه، تبدیل بشوم به فردی با هزاران دوست در سراسر دنیا. به شما توصیه می‌کنم اینترنت را جدی‌تر بگیرید. مطمئن باشید که در صورت استفاده درست، نتیجه‌اش بسیار بزرگ‌تر از تلاشی است که انجام داده‌اید.»

اما دلیل دیگر عضوشدن در شبکه‌های اجتماعی را هم از وبلاگ «یک وجب خاک اینترنت» بخوانید:«من دوستان بسیاری دارم که در جای جای این کره خاکی زندگی می‌کنند. ارتباط تلفنی به دلیل هزینه و یا تفاوت ساعت مقدور نیست. من جایی را می‌خواستم که بدانم فلان دوستم در چه اوضاع و احوالیست(این رو از به روز رسانی موقعیتش در فیس بوک می‌فهمم بدون آنکه حتی با او چت کرده باشم) من می‌خواهم بدونم که کجا کار می کنه و یا به چه موسیقی علاقه داره و از این قبیل. شبکه اجتماعی به من کمک می کنه تا ارتباط خودم رو با دوستانم حفظ کنم و حتی اگر وقت صحبت کردن با اونها رو ندارم اما به یمن نگاه کردن به پروفایلشان متوجه بشوم که در چه وضعی هستند. اینجاست که من برای خودم این سرویس را هدفمند کرده‌ام. روزی یک بار به مدت چندین دقیقه سرکشی می‌کنم و چنانچه فکر کنم عکسی و یا مطلبی برای دوستانم جالب باشد آنجا آپلود می‌کنم و سپس به کارهای روزانه‌ام می‌رسم.»

نوشته شده توسط esfjournalist

نوامبر 12, 2008 در 8:48 ق.ظ.

این روزها همه وبلاگنویس شده‌اند. شما چه طور؟!

دیدگاهی بگذارید »

ابزارهای وب 2.0
بخش دوم-قسمت اول: وبلاگ

یک روز هم به نام وبلاگ

روزنامه اصفهان زیبا- شماره 519،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات،ستون اینترچت(7)، پنجشنبه 21شهریور1387

سه هفته‌ایست که صحبت از وب 2.0 و ابزارهایش را آغاز کرده‌ایم. نیم‌نگاهی به دو مقوله‌ی «تعریف وب 2.0» و «شبکه‌های اجتماعی» داشتیم و سعی‌مان بر این بود که این نوشته‌ها فتح بابی باشد برای آشنایی خوانندگان این صفحه با پدیده‌ی مهمی به نام وب 2.0 و ابزارهای آن، با این فرض که تعداد قابل توجهی از خوانندگان این صفحه، عمده فعالیتشان در دنیای اینترنت محدود می‌شود به فعالیت‌هایی تحت عنوان «چت» که اگر چه وسیله‌ای مفید و کاربردی است اما استفاده‌ی بی‌رویه و نادرست از آن، مشکلات و معضلات خاصی را به دنبال خواهد داشت.
اما حالا در دومین قسمت از «معرفی ابزارهای وب 2.0» به سراغ پدیده‌ی «وبلاگنویسی» رفته‌ایم؛ به دو دلیل: اول اینکه در دو هفته‌ی اخیر دو تاریخ مهم را در رابطه با این پدیده داشتیم؛ 31آگوست روز جهانی وبلاگ‌ و 16 شهریور روز تولد اولین وبلاگ فارسی. دوم اینکه وبلاگ‌نویسی یکی از محبوبترین مظاهر وب 2.0 و پدیده‌ای بسیار مورد توجه مردم جهان است.

روز جهانی وبلاگ مبارک باد!
31 اوت (10 شهریور) روز جهانی وبلاگ است. مجله الکترونیکی «زیگزاگ» در این باره می‌نویسد:« نیر اوفیر در سال 2005 آغازگر این حرکت نو بود و امسال چهارمین سال متوالی است که وبلاگ ها هم یک روز جهانی را به نام خود ثبت کرده اند.
روز وبلاگ بر اساس این باور ایجاد شد که بلاگرها روزی را در اختیار داشته باشند تا وبلاگ‌هایی از کشورها و فرهنگ‌های مختلف را به خوانندگانشان معرفی کنند. به همین علت بلاگرها در این روز، طی یک اقدام هماهنگ، یک نوشته در وبلاگ خود قرار می‌دهند که در آن به معرفی 5 وبلاگ تازه که ترجیحاً از فرهنگ، گرایش و دیدگاه متفاوتی برخوردارند، می‌پردازند تا بازدیدکنندگان و خوانندگان‌شان نیز با گشت و ‌گذار و کشف بلاگ‌های جدید و ناشناخته، آشنایی با افراد و بلاگ‌های تازه را جشن بگیرند.» همچنین وبلاگنویسان لوگویی را که سایت «روز جهانی وبلاگ» طراحی کرده، در وبلاگهایشان قرار می‌دهند و خلاصه این روز بهانه‌ای است برای شناساندن وبلاگ‌های ناشناخته و تعامل مفیدتر وبلاگنویسان سراسر دنیا با یکدیگر.
اما اینکه چرا ۳۱ آگوست برای این مناسبت در نظر گرفته شده هم جالب است. تاریخ سی و یکم ماه هشتم میلادی (3108) با نگاهی گرافیکی بسیار شبیه کلمه انگلیسی Blog بوده و این بازی با اعداد و حروف، باعث شد تا این روز را به عنوان «روز جهانی وبلاگ» نام‌گذاری کنند.

وبلاگستان فارسی 7 ساله شد!
درست 7 سال پیش، شانزدهم شهریور ماه، «سلمان جریری» در صفحه وبی که نام  «وبلاگ سلمان» را برایش انتخاب کرده‌بود، چنین نوشت:« weblog(وب‌نوشت) اصلا یعنی چی؟ وب‌نوشت بر وزن دست‌نوشت یک اصطلاح من‌درآوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepageای میگن که شامل نوشته‌های شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. Weblogها معمولا هر روز update می‌شوند…» اما از آن روز تا به حال وبلاگ‌های بی‌‎شماری متولد شدند تا حدی که حالا مفهومی به نام «وبلاگستان فارسی» که در اصل تقریباً یعنی مجموعه‌ی وبلاگهای فارسی زبان در کل وب بر صدها هزار (یا شاید بیشتر!) وبلاگ که پارسی نوشته می‌شوند یا پارسی‌زبان می‌نویسدشان، دلالت می‌کند. امسال نیز وبلاگ‌های زیادی در گرامیداشت تولد وبلاگستان فارسی دست به فعالیت‌های ابتکاری جالب زدند. از جمله وبلاگ «یک فتحی» که از چند وبلاگنویس شناخته شده‌تر دعوت کرده تا با چشمان بسته، مطلبی بنویسند و برایش بفرستند و اینگونه آلبومی از دست‌‎نوشته‌های وبلاگنویسان را گرداوری کرده یا وبلاگ «فیس‌آف» که از چندین وبلاگنویس سرشناس خواسته تا به این مناسبت درباره «وبلاگ» چیزی بنویسند.
«محمدعلی ابطحی» از جمله سیاستمداران وبلاگستان در پاسخ به این دعوت، نوشته:« وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی‌نقاب از درون صاحبش تراوش کند، خواندنی است. وقتی جای رسانه را می‌گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.» نیما اکبرپور هم به عنوان یکی از روزنامه‌نگاران وبلاگستان این طور نوشته:« وبلاگ یکی از عاشقانه‌های من است. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم که وبلاگ چه چیزهایی به من داده یا شاید بهتر است بگویم من از وبلاگ چه چیزهایی را گرفته‌ام. واقعیتش این است که در حال حاضر هر چه که دارم از این دوست‌داشتنی مجازی به من رسیده. کارم، سرگرمیم و از همه مهم‌تر بخش مهمی از دوستانم را با وبلاگم صید کرده‌ام. وبلاگم مجموعه‌ای است از نوشته‌های روزمره، جدی، شوخی و غرغرهایم که رهایش می‌کنم در کهکشان مجازی. وبلاگ من را به خیلی از آرزوهایم رسانده و هنوز هم شعبده‌هایی در آستینش دارد که همیشه می‌تواند من را متحیر کند.» اما «امین ثابتی» هم نظر قابل تاملی دارد:« می‌دانید، وبلاگ یک چوب دو سر طلا است! یعنی اینکه بعضی‌ها فکر می‌کنند وبلاگ تأثیر شگرفی بر روی جامعه و مردم عادی دارد و بعضی‌ها نیز فکر می‌کنند وبلاگ و وبلاگ‌نویسی تأثیر آنچنانی ندارد و تنها از آن به عنوان یک تفریح یاد می‌کنند! به همین دلیل می‌توان گفت که وبلاگ چوب دو سر طلایی است که سود و ضرر دارد. اما از همه‌ی این‌ها بگذریم، وبلاگ‌نویسی در ایران خواسته و یا ناخواسته در جامعه‌ی روزنامه‌نگاری تأثیر شگرفی داشته است و همین وبلاگ‌نویسان با نوشته‌های خود باعث شده‌اند که بسیاری خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های ایران صفحات خود را با تکنیک Copy and Paste پر کنند!» اما شاید جالبترین جواب متعلق باشد به وبلاگ «کوته نوشت» که می‌گوید:«به عوض “انبوه” ناگفته‌هایمان، “اندکی” وبلاگ می‌نویسیم.» خلاصه این که سرباز معلم جنوبی که کوچکترین مدرسه دنیا را دارد، وبلاگنویسی که طعم زندگی در غربت را می‌چشد، آی‌تی نویسان وبلاگستان و خیلی‌های دیگر از زندگی وبلاگی‌شان و تاثیر این پدیده در زندگی‌شان حرف‌های جالبی زده‌اند که حیف با کمبود جا مواجهیم!

خب! این تعاریف پایه را از پدیده‌ای به نام «وبلاگ» داشته باشید تا هفته‌ی آینده که نگاهی خواهیم داشت به انواع مختلف وبلاگ‌ها؛ از وبلاگ و فتوبلاگ و رادیو بلاگ و ویدئوبلاگ گرفته تا پدیده‌ی جدید میکروبلاگینگ!

نوشته شده توسط esfjournalist

نوامبر 12, 2008 در 5:09 ق.ظ.

مواهب دنیای وب 2.0

دیدگاهی بگذارید »

مواهب دنیای وب 2
از خواستگاری تا طبابت و سیاستمداری

روزنامه اصفهان زیبا- شماره 513،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات، ستون اینترچت(6)،پنجشنبه 14شهریور 1387


بنابر قولی که در شماره اول این ستون داده‌بودم، سه شماره اول به صحبت درباره چند خبر از دنیای اینترنت گذشت و در دو شماره قبلی هم به پدیده‌ی «وب 2.0» و یکی از ابزارها یا مظاهر آن یعنی «شبکه‌های اجتماعی» و به خصوص پرطرفدارترین و حرفه‌ای‌ترین آن‌ها که همانا «فیس بوک» است، پرداختیم و سعی‌مان بر این بود که اطلاعاتی هرچند اجمالی، درباره مفاهیم پربسامد دنیای آی‌تی به خواننده این ستون تقدیم نماییم.
اما این هفته بهتر دیدم برای تغییر ذائقه مخاطبان این ستون، مخصوصاً حالا که کمی از دنیای دوست‌داشتنی، عجیب و متفاوت نسخه دوم وب صحبت کرده‌ایم، این دو مبحث را با هم پیوند بزنم و چند خبر در اهمیت وب 2.0 و ارتباط این مفهوم با مفاهیم دیگری چون سیاست، پزشکی و مسایل اجتماعی بنویسم. البته باید تاکید کنم که در هفته‌های آتی دوباره مبحث ابزارهای وب 2.0 را ادامه خواهیم داد که این رشته سر دراز دارد!

سیاستمداران از دنیای وب 2.0 چه می‌خواهند؟!
در اولین قدم به سراغ پیوند سیاست و وب 2.0 می‌رویم که مطمئناً مسایل جذاب‌ و تاثیرگذارتری در این عرصه یافت می‌شود. حتماً در این مدت، بحث‌ها و تحلیل‌های مختلفی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شنیده‌اید. هر روز روزنامه‌ها، مجلات و سایتها‌ی خبری مختلفی در سراسر دنیا درباره این انتخابات و رقابتهای تبلیغاتی دو حذب رقیب، صحبت می‌کنند. اما شاید جالب باشد که بدانید «باراک اوباما» نامزد حزب دموکرات و «جان مک‌کین» نامزد حزب جمهوری‌خواه، انرژی و مبالغ هنگفتی را صرف تبلیغات در دنیای اینترنت کرده‌‌اند. هر دو برای خودشان شبکه‌های اجتماعی راه انداخته‌اند، وبلاگ می‌نویسند و از طریق سایت یوتیوب و شبکه اجتماعی فیس‌بوک برای خود و حزبشان تبلیغ می‌کنند.
شبکه اجتماعی باراک اوباما، لینکهایی به فیس‌بوک، «دیگ»، «استامبل» و «دلیشز» که از معروفترین سایتهای وب دویی هستند، دارد. در شبکه اجتماعی مک کین هم به گروه طرفداران او در فیس‌بوک لینک داده شده است. در هر دو شبکه امکان وبلاگ‌نویسی و انجمن‌هایی برای بحث و بررسی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، وجود دارد تا طرفداران هر دو کاندیدا بتوانند بیشتر با نظرات و اهداف کانیداهایشان آشنا شوند و از سوی دیگر، دو حزب بتوانند بیشتر با نظرات مردم آشنا شده و متدهای بهتری را برای جلب آرای ایشان به کار گیرند چرا که این جامعه‌ی مجازی نمونه‌ی کوچکی ازجامعه واقعی است.

با وب 2.0 پزشک شویم!
اما آیا علم پزشکی هم می‌تواند از ابزارهای وب دویی استفاده کند؟ البته که می‌تواند! به این خبر جالب توجه کنید:« برای مادلین راب، اصلا آسان نبود که ایمیلی به یک مادر دیگر بفرستد و در آن بنویسد که ممکن است کودک شیرخوار او مبتلا به یک سرطان کشنده باشد. ولی هم خانم راب و هم مادر کودکی که ایمیل را دریافت کرد، از فرستاده شدن چنین ایمیلی بسیار خشنود شدند. تنها ساعتی بعد از آن‌که مادر این کودک یک ساله -مگان سانتوس- اهل فلوریدا، ایمیل را دریافت کرد، با مراجعه به یک پزشک متوجه شد که کودکش واقعا به یک سرطان کشنده به نام «رتینوبلاستوما» مبتلا است.گرچه پزشکان مجبور شدند برای درمان این کودک، یکی از چشمان او را تخیله کنند، اما مادر او، خانم راب را که اهل انگلیس است، قهرمانی می‌داند که با تشخیص آنلاینش باعث نجات جان فرزندش شده ‌است.» خب شاید بگویید ایمیل از مظاهر نسخه اول وب بود و ربطی به وب 2.0 ندارد. اما بهتر است بدانید که این دو مادر از طریق یک سایت اجتماعی با یکدیگر آشنا شدند. هر دو در این سایت ثبت نام کردند، صفحه‌ای برای خودشان و جنینشان تشکیل دادند و چون هر دو در یک روز زایمان کردند و هر دو هم صاحب دختر شدند، ارتباطشان را از طریق فرستادن عکس و شرح حال بچه‌هایشان برای یکدیگر، حفظ کردند و در همین عکسها بود که خانم انگلیسی، هاله سفیدی را در چشمان کودک آمریکایی دید، در اینترنت به دنبال بیماری‌ای با این علائم گشت، بیماری را تشخیص و کودکی را از مرگ حتمی نجات داد! جالب است بگویم این واقعه آن‌قدر نمونه‌های مشابهی دارد که شگفت‌زده‌تان می‌کند. جالبتر آنکه وبلاگها و انجمن‌های مهمی وجود دارند که به وسیله‌ی خود بیماران و به صورت روزانه نوشته‌ می‌شوند. در یک کلام، با وجود ابزارهایی که دنیای وب دو برای ما فراهم آورده، می‌توانیم خودمان پزشک خودمان باشیم یا حداقل با وجود انواع مختلف و گسترده‌ی اطلاعات در مورد بیماری‌ها و داروهای مختلف، در تشخیص و بهبودی سریعتر بیماری خود یا اطرافیانمان به پزشکمان کمک کنیم.

خواستگاری با کمک گوگل مپ!
و حالا نوبت می‌رسد به صحبت از ارتباط وب 2.0 با مسایل اجتماعی.. «خواستگاری با کمک گوگل مپ!» این تیتر خبری بود که در یکی از وبلاگها خواندم. جالب است. نه؟! شاید شما هم با سرویس « Street View» گوگل آشنا باشید. داستان از این قرار است که:« معمولاً کارمندان سرویس استریت ویوی گوگل، زمان عکسبرداری ماشین از خیابان‌ها را اعلام نمی‌کنند. اما یک بار این اجازه به مردم داده شده  تا از این زمان مطلع شوند، در صف بایستند و عکسهایشان را بگیرند! و در این میان یک آقای بامزه، کاغذ سفید بزرگی را بالای سرش گرفت که روی آن درخواست ازدواجش را از دختر مورد علاقه‌اش نوشته‌بود و البته به لطف این کار عجیب و بانمک، خانم مورد نظر به سرعت بله را گفت و آقای مذکور هم ضمن خوشحالی زیاد، شرح ماوقع را در وبلاگ مشترکشان نوشت.» و حالا شما هم می‌توانید با یک سرچ ساده این عکس و عکس‌های جالب دیگری را در سرویس محبوب گوگل مپ تماشا کنید!

اما در آخر باید تاکید کنم که در انتخاب این اخبار، از نوشته‌های دو وبلاگ «یک پزشک» و «یک نویس» استفاده کرده‌ام که لازم می‌دانم مراتب احترام به حق مولف را ادا نموده و از این دو وبلاگنویس تشکر نمایم. منتظر نوشته‌های دیگری از دنیای وب دو باشید.

نوشته شده توسط esfjournalist

نوامبر 12, 2008 در 5:03 ق.ظ.

انقلابی به نام وب 2.0

دیدگاهی بگذارید »

انقلابی به نام وب 2.0

روزنامه اصفهان زیبا- شماره 501،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات، ستون اینترچت(4)،پنجشنبه 31مرداد 1387

اگر یادتان باشد، همین چند هفته‌ی پیش در اولین شماره ستون «اینترچت» گفتم که در این ستون قصد دارم گاهی اخبار بنویسم و گاهی از مفاهیم بگویم. در سه هفته‌ی گذشته، در این ستون اخبار مختلفی از دنیای آی‌تی خواندید و حالا وقت آن رسیده که کمی درباره مفاهیم صحبت کنیم در اولین قسمت این ستون گفتم که تاکیدم بر وب 2.0 خواهد بود. اما «وب 2.0 اصلاً چیست؟!» یا بهتر است بپرسیم «حتماً وب 1.0ای وجود داشته که حالا از نسخه‌ی دومش می‌گوییم؟» و «آیا از پس نسخه‌ی دوم، نسخه‌های دیگری از وب هم آمده‌ یا خواهندآمد؟» در این شماره قصد داریم به طور مختصر به این سوالات پاسخ دهیم.

یک پزشک وبلاگنویس آمریکایی علاقمند به دنیای آی‌تی مدتی پیش در وبلاگش مطلب جالبی نوشته‌بود. او نوشته‌بود که در بیمارستانشان کنفرانس خوبی درباره کارکردهای وب 2.0 به خصوص برای پزشکان، ترتیب داده بوده که با استقبال خوبی‌هم روبه‌رو شده اما در پایان کنفرانس اولین سوالی که یکی از پزشکان از او می‌پرسد این است که «حالا این وب 2.0 را از کجا می‌شود خرید؟!» این خاطره را نقل کردم تا بر لزوم صحبت درباره مفاهیم اصلی، قبل از بررسی ابزارها و کارکردهای این مفاهیم، تاکید کنم و حالا پاسخ به پرسش‌ها…

وب تغییر کرده است. زمانی بود که سایتهایی توسط گروه کوچکی از تولید کنندگان محتوا برای خوانندگان بسیار، راه اندازی شدند. خوانندگان اگر درباره ویندور اطلاعات می‌خواستند به سایت مایکروسافت مراجعه می‌کردند، اگر خبر می‌خواستند به CNN سر می‌‎زدند و … به این بازه زمانی در دنیای آی‌تی اصطلاحاً «وب 1» می‌گویند. اما مدتی که گذشت، خوانندگان علاوه بر خواندن شروع به نوشتن کردند و مسیر وب به گونه‌ای شد که اشخاص، تمایل بیشتری برای انتشار محتوا در وب پیدا کردند. آنها نظرات شخصی خود را منتشر کردند، از تجربیاتشان نوشتند، تحلیل کردند و همینطور آموزش دادند. در نتیجه ناگهان اطلاعات بسیاری در وب منتشر شد. بدین ترتیب پیگیری همه اطلاعات و مراجعه به همه سایتها و حتی سایت‌های مورد علاقه برای خوانندگان غیرممکن شد. اما آیا می‌توان پذیرفت که اطلاعات مهم به دلیل کثرت سایت‌ها و کمبود زمان از دسترسی کاربران دور بماند؟ روشن است که پاسخ منفی است. و بدین ترتیب و با طرح سوالات بسیار دیگری از این دست، کم کم نیاز به تغییر در «وب 1» احساس و «وب 2» متولد شد.

رویکرد نسخه‌ی جدید وب این گونه است که اطلاعات به واحدهای کوچکتری از «محتوا» خرد می‌شوند و به وسیله‌ی سایتهای بسیاری توزیع می‌گردند. وب جدبد «دنیای اسناد» نیست بلکه «دنیای داده» است. ما دیگر به دنبال منابع قدیمی اطلاعات نیستیم بلکه به دنبال ابزاری هستیم که واحدهای کوچک اطلاعات را به روشهای تازه و موثر، جمع‌آوری و تلفیق کند و در اختیارمان قرار دهد.اصلاً اجازه بدهید برای درک مفهوم «وب 2.0» ابتدا جدول جالبی که به مقایسه‌ی ابزارهای وب 1 و وب 2 می‌پردازند را با هم مرور کنیم.

وب 1,0

وب 2.0

دابل کلیک Double Click

گوگل اُد سِنس

Ofoto

فلیکر

Akamai

بیت‌تورنت

بریتانیکا آنلاین

ویکی‌پدیا

Mp3.com

نپستر

وب‌سایتهای شخصی

وبلاگ‌نویسی

evite

EDVB , Upcoming.org

معامله نام دامنه speculation

بهینه‌سازی موتور جستجو

دیدن صفحات

هزینه به ازای هر کلیک

صفحات جداگانه Screen scraping

خدمات وب web srvices

انتشار publishing

مشارکت participation

سیستمهای مدیریت محتوا

ویکی‌ها

فهرست‌ها directories

دسته‌بندی tagging

چسبندگی stickiness

انتشار همزمان syndication

با نگاهی به جدول می‌توان گفت در یک کلام «وب 2.0» یعنی «مشارکت در تولید محتوا» یعنی هر کاربر، دو نقش دارد. «تولیدکننده‌ی محتوا» و «استفاده‌کننده از محتوا».

محتوای «دایره‌المعارف بریتانیکا» را ویراستاران تهیه می‌کنند و کاربران تنها از آن استفاده می‌کنند اما تقریبا تمام محتوای «دایره المعارف ویکی پدیا» را کاربران آن توسعه می‌دهند. در حالیکه هر کاربر می‌تواند هر مطلبی را ویراش کند. هر داوطلب می‌تواند مقالات آنرا به سبک ویکی اضافه و ویرایش کند. مقایسه این دو سایت با هم به خوبی تمایز publishing و participation را نیز می‌رساند.

حالا ما در وب 2.0 ابزارهایی نظیر Google Earth, Google Maps, Microsoft Virtual Earth و… داریم. هر کاربر به کمک این ابزارها می‌تواند کارتوگرافی، عکسبرداری ماهواره‌ای و جستجو در اینترنت را به خدمت بگیرد.

حالا دیگر لازم نیست که فقط بیننده‌ی عکسهایی که عکاسان حرفه‌ای در سایت‌های خبری مهم دنیا منتشر می‌کنند، باشیم. ما امثال Flicker را که سایتی معتبر برای مدیریت و به اشتراک گذاری عکس است، داریم. هرکدام از ما می‌توانیم عکاس خبری وبلاگ عکس خودمان باشیم. عکس‌های خود را منتشر کنیم، سایزشان را تغییر دهیم، نوع دسترسی کاربران به آنها را مشخص کنیم، به عکس‌های خودمان و دیگران شناسه، توضیح، نظر و امتیاز بدهیم. و این یعنی همه عکس‌ها توسط خود کاربران دسته ‌بندی و قابل جسجو می‌شوند.

در دنیای وب 2.0 یک وبلاگ شخصی می‌تواند به اندازه‌ی یک سایت خبری مهم، محبوب باشد. وب 2 را یک «رویکرد» نو می‌دانند نه یک «تکنولوژی» تازه. خمیرمایه وب 2 مشارکت با دیگران برای انجام دادن کارهایی است که به تنهایی امکان انجام دادن آنها را نداریم. واقعا چه لذت بخش است که آدرس سایتهای محبوبمان، کلماتی که جستجو کرده‌‎ایم، عکس‌ها و مطالبی که دوست داشته‌ایم و حرف‌ها و خبرها و درددل‌ها و تجربیاتمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم.

و حالا پاسخ سوال سوم. بله! چند سالی است که صحبت از وب 3.0 به میان آمده و اولین بار این اصطلاح را تیم برنزلی، مخترع اینترنت، معرفی کرد. وب 3 جنبه‌های مختلفی دارد که باید در مجال دیگری درباره‌ی آن‌ها صحبت کنیم. اما به اختصار می‌گویند در نسخه سوم وب که در کنار پیشرفت نسخه‌ی دوم، در حال متولد شدن است، همه وسایل دور ‏و بر ما به صورت تعاملی و دو جانبه با وب در ارتباط منطقی قرار می‌گیرند. پرده‌ها ‏می‌توانند اخبار هواشناسی را دریافت کنند و متناسب با وضعیت آب و هوا و روشنایی باز ‏یا بسته شوند. شما می‌توانید با موبایلتان با یخچال خانه تماس بگیرید تا وقتی در ‏سوپرمارکت هستید، چک کنید چه چیزی تمام شده و… یا در بعد دیگر، جستجو در وب بسیار دقیق‌تر خواهد شد و ابزارهای هوشمند تحت وبی ساخته خواهند شد که کارهای مختلفی از جمله برنامه‌ریزی‌ها روزمره را برایمان انجام می‌دهند. به عبارت دیگر دنیای وب 3 دنیای بسیار جذاب و عجیب‌تری نسبت به دنیای وب 2.0 خواهد بود.

اما اجازه بدهید در پایان این مطلب، به یک نکته خیلی مهم اشاره کنم و آن، اینکه باید یادمان باشد که وسیع، باز و آزاد بودن دنیای وب 2.0 نباید باعث از بین رفتن حقوق معنوی تولیدکنندگان محتوا شود و هر قدمی که در راستای تضعیف این حقوق برداریم، به خودمان آسیب رسانده‌ایم چرا که با پیشرفت تکنولوژی بالاخره روزی فراخواهد رسید که همه‌ی انسان‌های کره‌ی خاکی تولید کننده‌ی محتوا خواهند شد! پس همین‌جا برای تاکید بر حفظ حقوق معنوی تولیدکنندگان محتوا، از 1pezeshk.com itcna.ir که برای نوشتن این مطلب از نوشته‌های آنها کمک گرفتم، تشکر می‌کنم. و

در شماره‌های بعدی به معرفی بعضی از مهمترین ابزارهای دنیای جالب و هیجان‌انگیز وب 2.0 خواهیم پرداخت.

نوشته شده توسط esfjournalist

نوامبر 12, 2008 در 4:57 ق.ظ.

بشتابید به سوی تولید رادیوهای شخصی!

دیدگاهی بگذارید »

معرفی «پادکست» به عنوان یکی از انواع وبلاگ‌ها
بشتابید به سوی تولید رادیوهای شخصی!
روزنامه اصفهان زیبا،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات، ستون اینترچت، پنجشنبه 9 آبان 1387

وقتی قرار است از وب 2.0 بنویسی، آن قدر مطالب جذاب، جدید و شگفت‌انگیز برای نوشتن وجود دارد که باید یک برنامه‌ی بلندمدت برای نوشتن منظم و مرتب، تنظیم کنی و مراقب باشی چیزی این وسط از یادت نرود! در 12 هفته‌ی گذشته، با هم به گوشه‌هایی از دنیای جذاب نسخه دوم وب سرک کشیدیم. اما یکی از این گوشه‌ها که خیلی مهم و پرطرفدار هم هست، مبحث «وبلاگنویسی» است. چند هفته‌ی پیش از وبلاگ‌نویسی و فتوبلاگ‌ گفتیم و حالا در شماره‌ی امروز به پدیده‌ی جذاب «پادکست‌« خواهیم پرداخت. «پادکست» یا «صدابلاگ‌« جزو جذابترین نوع وبلاگ‌ها است که برای خوش صداها، کسانی که فکر می‌کنند صدای خوبی دارند، آنها که حوصله‌/توانایی نوشتن/خواندن ندارند و خیلی آدم‌های دیگر اختراع شده‌است! البته متاسفانه با توجه به مشکلات سرعت پایین، عدم دسترسی آسان کاربران ایرانی به شبکه جهانی اینترنت و عدم وجود دانش فنی در تولیدکننده و مخاطب، استقبال از این نوع وبلاگ‌ها با وجود امکانات و جذابیت ‌های زیادشان، به اندازه‌ی استقبال از «وبلاگ‌نویسی» و «فتوبلاگینگ» نیست و این یکی از دلایلی است که باعث شد این هفته به فکر معرفی «پادکست» در این ستون بیفتم!

نگاهی به تاریخچه «پادکست»

واژه «PodCast» از ترکیب دو کلمه IPod و Broadcast در سال 2004 به وجود آمد و در واژه نامه آکسفورد جزو لغات برتر سال شناخته شد. کمپانی اپل (Apple) برای اولین بار لفظ «پخش رسانه‌ای قابل حمل» را با محصول محبوب خود «IPod » به وجود آورد. اما پادکست در اصطلاح به یک سری رسانه‌های دیجیتالی گفته می‌شود که از طریق اینترنت بر روی پخش‌کننده‌های قابل حمل یا بر روی کامپیوتر، قابل اجرا و شنیدن هستند. پادکست به خاطر عمومی بودنش جزو برادکست‌ها (broadcast) طبقه‌بندی می‌شود. این نمونه از وبلاگ‌ها هم اصطلاحاتی مخصوص به خود دارند. مثلاً به شخصی که پادکست را می‌سازد، پادکستر(podcaster) و به شخص گیرنده، پادکچ (PodCatch) می‌گویند.

چگونه یک «پادکستر» شویم؟!

اما می‌دانم حالا شما کاربر گرامی که بالقوه یک پادکستر حرفه‌ای هستید، می‌خواهید بپرسید چگونه می‌توانید این توانایی خویش را به فعلیت درآورید؟!

نگران نباشید! اصلاً کار سختی نیست. برای ساخت پادکست دو دسته نیاز اساسی وجود دارد؛ سخت‌افزار لازم برای ضبط صدا و نرم‌افزاری برای ضبط و ویرایش صدا. منظور از سخت افزار، یک میکروفن معمولی است و نرم‌افزاری هم برای ضبط و ویرایش صدا می‌خواهید. برنامه‌ی Audacity برای ضبط صدا و ویرایش آن، مخصوص پادکست‌ها، ساخته شده که در این نوشته سعی می‌کنم کمی درباره کار با این نرم‌افزار توضیح بدهم. در ضمن برای احترام به حق مولف، باید تاکید کنم که توضیحات در مورد کار با این نرم‌افزار از مقاله‌ای با همین موضوع، نوشته‌ی « امیر یعقوبعلی» در «همشهری عصر» اقتباس شده‌است.

ابتدا نرم افزار رایگان Audacityرا از آدرس http://audacity.sourceforge.net دریافت و نصب کنید. Audacity به ما این امکان را می‌دهد که صداهای مختلف را به یکدیگر متصل کنیم و با جرح و تعدیل کارمان یک برنامه جذاب رادیویی بسازیم. بعد از نصب برنامه، آن را اجرا کنید. دکمه قرمز رنگ رکورد را در بالای صفحه فشار داده و در میکروفن شروع به صحبت کنید. برنامه شروع به ضبط صدای شما می‌کند و تا زمانی که دکمه «استاپ» فشرده نشده این کار، ادامه دارد.

در برنامه هر فایل صوتی جداگانه در یک کانال نگهداری می‌شود تا ما بتوانیم با جابه‌جایی کانال‌ها، صداها را در زمان‌های مناسب پخش کنیم. این کار این امکان را به ما می‌دهد که روی صدای گوینده، موسیقی متن بیفزاییم یا هم‌زمان چند صدای مختلف را پخش کنیم. بنابراین هر بخش از برنامه را جداگانه و در یک کانال ضبط می‌کنیم؛ یعنی پس از ضبط هر بخش دکمه «استاپ» را فشار داده و برای ادامه دوباره رکورد را می‌زنیم تا صدا در کانال جدیدی ضبط شود. همچنین از طریق گزینه Import Audio می‌توانیم فایل‌های صوتی‌ای را که پیش‌تر ضبط کردیم یا فایل‌های موسیقی را به برنامه وارد کنیم. تمامی فایل‌هایی که وارد می‌شوند یک کانال جدید صوتی را در برنامه تشکیل می‌دهند که قابل ویرایش هستند.
پس از آنکه تمامی صداهای استفاده شده در پادکست را در برنامه آماده کردیم، نوبت به ویرایش و مونتاژ می‌رسد. در این بخش دو دسته ابزار از طریق این برنامه در اختیار داریم؛ یکی ابزارهای ویرایش که در سمت چپ بالای پنل هستند و دیگری افکت‌هایی که در منوی Effect می‌بینیم و صداها را تغییر می‌دهند. در ابزار منویی که در اختیار داریم دو عمل اصلی وجود دارد؛Selection tool که با آن بخشی از صدای یک کانال یا چند کانال را برای حذف، کپی، وارد کردن افکت و یا… انتخاب می‌کنیم و Time shift tool که امکان تغییر زمانی یک کانال و بخشی از صدا را می‌دهد. یادمان باشد در هر مرحله، از طریق گزینه File save project تمامی اطلاعات را در قالب یک فایل قابل شناسایی در برنامه، ذخیره کنیم. همچنین در پایان ویرایش صدا باید از طریق یکی از دو گزینه Export As a Wave و یا Export As a Mp3 از فایلمان خروجی بگیریم. اولی یک فایل با کیفیت بالا و حجم بسیار بالا به ما می‌دهد که باید توسط یک برنامه فرعی تبدیل صدا مثل Jet Audio آن را به فایل کم‌حجم Mp3 تبدیل کنیم تا به سادگی قابل آپلود و دانلود باشد. برای گزینه دوم هم برنامه، یک پلاگین اضافه می‌خواهد که از طریق آدرس http://lame.sourceforge.net/download.php آن را دانلود می‌کنیم.

حالا یک فایل Mp3 با حجم پایین داریم که می‌توانیم در حجم‌های متفاوت و با کیفیت‌های مختلف روی اینترنت قرار دهیم تا مخاطب، بر اساس امکاناتش فایل دلخواه را انتخاب و دانلود کند. و در آخر، نوبت آن است که این فایل را روی اینترنت قرار دهیم، اگر «هاست» و «‌دامین» شخصی داشته باشیم فقط باید این فایل را روی «‌هاست»مان آپلود کنیم. در غیر این صورت به یکی از سرویس‌های رایگان پادکست مانند www.persiancast.com (نمونه فارسی) و www.gcast.com (نمونه انگلیسی) مراجعه می‌کنیم. اما اگر شما این روش‌ها را دوست ندارید می‌توانید به هاست‌های مجانی متوصل شوید. مثلاً سرویس ارائه وبلاگ WordPress، 50 مگابایت فضا در اختیارتان قرار می‌دهد که می‌توانید برای پادکستینگ استفاده کنید. همچنین می‌توانید از آدرس http://www.supload.com/free-audio-hosting هم برای آپلود فایل استفاده کنید. و حالا پادکست شما تنها به یک چیز دیگر احتیاج دارد، یک آدرس Rss تا همیشه در دسترس باشد. قابلیت عمده و مهم پادکست استفاده از RSS است. دو هفته‌ی پیش در همین ستون در مورد خوراک (فید) و خوراک‌خوان (فیدریدر) توضیحاتی دادم. تعامل «خوراک» و «پادکست» این است که می‌توانید در وبسایتهایی که پادکست منتشر می‌کنند مشترک شوید و بدون نیاز به مراجعه روزانه به آنها، در فیدریدرتان به جدیدترین پادکستهای منتشر شده، گوش دهید. اگر هم «آی‌پاد» داشته باشید و «GPRS» هم داشته باشد یعنی دیگر معنای دقیق «پادکست» را اجرا کرده‌اید! اما تا همین جا برای شروع کار کافی است. تهیه Rss را به بعد موکول کنید و حالا بشتابید به سوی پادکسترشدن!

نوشته شده توسط esfjournalist

نوامبر 10, 2008 در 8:32 ق.ظ.

جشن انتشار ابونتو 8.10 در اصفهان

با یک دیدگاه

گزارشی از جشن انتشار ابونتو 8.10 در اصفهان
به دنیای نرم‌افزارهای آزاد خوش آمدید!
روزنامه اصفهان زیبا،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات، ستون اینترچت، پنجشنبه 16آبان ماه 1387

این روزها یکی از بحث‌های داغی که بین اصحاب صفر و یک(!) به شدت در جریان است، بحث «استفاده‌ی آزاد و رایگان» از نرم‌افزارها است. در همین راستا، سیستم عامل «لینوکس» یکی از مهمترین موضوعاتی است که در این محافل به آن پرداخته می‌شود.
گروه کاربران لینوکس اصفهان (isfahanlug.org) یکشنبه 12 آبان ماه از ساعت 16 تا 19 جشن انتشار ابونتو 8.10 را در کتابخانه مرکزی اصفهان برگزار کردند. این گروه که یک سال پیش متولد شده است تا به حال برنامه‌های مختلفی از جمله «جشن آزادی نرم افزار 2008 و 2007» و «جشن انتشار فایرفاکس 3» را ترتیب داده‌ که با استقبال خوب علاقمندان هم روبه‌رو بوده است. و حالا در جدیدترین اقدام، جشن انتشار ابونتو 8،10 را در راستای بسط و گسترش استفاده از لینوکس و نرم افزارهای اوپن سورس برای ترغیب شهروندان اصفهانی در استفاده از نرم افزارهای آزاد، برگزار کرده است.
اما صبر کنید! شاید شما جزو آن دسته از افراد باشید که هنوز حتی اسم «لینوکس» را هم نشنیده‌اند یا اطلاعات دقیقی درباره‌ی این سیستم عامل ندارند. چرا که هنوز افراد زیادی هستند که از لینوکس چیزی نمی‌دانند، این را دیروز وقتی با «مسئول کافی‌نت دانشکده‌«مان صحبت می‌کردم، فهمیدم! و دقیقاً به همین دلیل تصمیم گرفتم بار تخصصی این گزارش را کمتر کنم و بیشتر به «معرفی اولیه» سیستم عامل لینوکس و توزیع ابونتو بپردازم. البته امیدوارم که متخصصین محترم که انتظار خواندن مقالات تخصصی یا حداقل گزارش صرفی از این مراسم را دارند، بر من خرده نگیرند! چرا که در کنار گزارش مراسم سعی کرده‌ام اطلاعات اولیه‌ای نیز از سیستم عامل لینوکس و توزیع ابونتو در اختیار خواننده قرار دهم که برای احترام به حق مولف باید تاکید کنم قسمت اعظم این اطلاعات از ویکی‌پدیای فارسی، وبلاگ فارسان و روزنامه‌ی حیات نو اقتباس شده‌اند. خلاصه اینکه این مقاله-گزارش تقدیم می‌شود به همه‌ی علاقمندان غیرمتخصص دنیای صفر و یک!

تاریخچه سیستم عامل گنو/لینوکس و توزیع‌های آن
اولین بخش جشن انتشار ابونتو در اصفهان، به معرفی و بیان تاریخچه‌ی سیستم عامل ابونتو گنو/لینوکس اختصاص داشت که «سید سجاد موسوی» توضیحاتی درباره چگونگی پیدایش این سیستم عامل ارائه داد.
شاید جالب باشد که بدانید کلمه «ابونتو» معنای دقیقی ندارد و فقط یک کلمه آفریقایی است که حس انسان‌دوستی و مهربانی را القا می‌کند. لگوی شرکت ابونتو هم که به صورت یک دایره‌ی با سه انقطاع، سه دایره‌ی کوچکتر و ترکیبی از سه رنگ قرمز، نارنجی و زرد است، در واقع تیم سه نفره‌ی اولیه‌ی گنو/لینوکس را نشان می‌دهد که دستهای یکدیگر را گرفته‌اند و ما از بالا آنها را تماشا می‌کنیم!
اما طبق تعریف ویکی‌پدیا، لینوکس (Linux) نام یک سیستم عامل رایانه‌ای است که معروف‌ترین مثال نرم‌افزار آزاد و توسعه به روش اُپن‌سورس (متن‌باز) شناخته می‌شود. اگر بخواهیم دقیق باشیم فقط باید هستهٔ لینوکس را لینوکس بنامیم اما به طور معمول این کلمه به سیستم‌عامل‌های یونیکس‌مانندی (یا گنو/لینوکسی) اطلاق می‌شود که بر مبنای هستهٔ لینوکس و کتاب‌خانه‌ها و ابزارهای پروژه‌ گنو ساخته شده‌اند. لینوکس برای استفاده ریزپردازنده‌ها طراحی شده بود اما حالا در انواع و اقسام وسایل از کامپیوترهای شخصی گرفته تا ابررایانه‌ها و تلفن‌های همراه به کار می‌رود. این سیستم عامل که در ابتدا بیشتر توسط افراد مشتاق توسعه پیدا می‌کرد و به کار گرفته می‌شد توانسته‌است پشتیبانی شرکت‌های سرشناسی چون آی‌بی‌ام و هیولت-پاکارد را به دست آورد و با بسیاری از نسخه‌های خصوصی یونیکس رقابت کند. طرفداران لینوکس و بسیاری از تحلیل‌گران این موفقیت را ناشی از استقلال از فروشنده، کم هزینه بودن پیاده‌سازی، سرعت بالا، امنیت و قابلیت اطمینان آن می‌دانند. اولین نسخهٔ لینوکس در سپتامبر ۱۹۹۱ در اینترنت منتشر شد و اکنون نسخه‌های بسیاری از آن در سرتاسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرند. اما یکی از مهمترین دلایل استقبال کاربران از این سیستم‌عامل رایگان بودن آن است چرا که همه مردم نمی‌توانند از سیستم‌عامل گران‌قیمت ویندوز استفاده کنند. البته این مسئله به دلیل عدم رعایت کپی رایت در ایران، اصلاً مشکلی برای ما به حساب نمی‌آید ولی آمار نشان می‌دهد که این دلیل باعث شده استقبال از لینوکس در کشورهای آفریقایی بسیار بیشتر باشد.
اما سیستم عامل لینوکس یک سیستم عامل آزاد و رایگان است که هر کس می‌تواند بنا بر سلیقه و نیازش آن را تغییر داده و به نام خود، به صورت رایگان عرضه کند یا به فروش برساند. لینوکس از بخش‌های بسیار زیادی تشکیل شده که هر بخش آن توسط عده‌ای خاص که هر کدام در یک نقطه از جهان قرار دارند، توسعه می‌یابد. می‌گویند لینوکس مانند هواپیمایی است که هر قسمت آن را در یک کشور ساخته‌اند! (البته این نکته نقطه قوت آن به شمار می‌رود) در صورتی که شما به عنوان یک کاربر بخواهید یک لینوکس داشته باشید، باید تمام این قطعات را جداگانه جمع آوری کرده و پس از کامپایل استفاده نمایید و چون درصد کمی از مردم این امکان و توانایی را دارند، برخی افراد و شرکت‌ها علاوه بر جمع‌آوری این قطعات مجزا، برای مجموعه گردآوری شده‌‌ی خود برنامه‌هایی نصب و مدیریت می‌کنند تا کاربران کار نصب و مدیریت سیستم عامل را به آسانی انجام دهند. به این مجموعه‌ها که توسط افراد و شرکت‌های مختلف گردآوری شده‌اند، توزیع (Distribution) لینوکس می‌گویند. به زبان ساده‌تر لینوکس یک نسخه‌ٔ اصل بیشتر ندارد: لینوکس گنو؛ این نسخه‌ٔ اصلی یا همان هسته‌ی اصلی سیستم‌عامل است. گروه‌های دیگر یک سری امکانات به این هسته اضافه می‌کنند (مثل محیط گرافیکی و…) و به هر کدام از اینها یک توزیع از لینوکس می‌گویند که هر کدام هم ویژگی‌های خاص خود را دارند. از معروف‌ترین توزیع‌های لینوکس می‌توان به این موارد اشاره کرد:
1. فدورا (Fedora) که یکی از معروف‌ترین نسخه‌های گنو/لینوکس است و توسط یکی از بزرگترین شرکت‌های دنیای لینوکس یعنی RedHat پشتیبانی می‌شود. این توزیع بسیار قدرتمند دارای کاربران بسیار زیادی است و در دو نسخه دسکتاپ و سرور عرضه می‌شود. آپدیت‌های پیاپی، پشتیبانی مناسب، نصب آسان، تنظیمات پیشرفته و پیکیج‌های نرم افزاری زیاد، فدورا را به یکی از اصلی‌ترین انتخاب‌های کاربران گنو/لینوکس تبدیل کرده است. به علت پشتیبانی مناسب RedHat از این توزیع، شرکت‌های بسیار زیادی فدورا را به عنوان سیستم عامل خود انتخاب کرده‌اند.

2. پارسیکس(Parsix) یک توزیع انعطاف پذیر، مناسب، پایدار، ایرانی، مبتنی بر دبیان  و برای سیستم‌های دسکتاپ است که به صورت دیسک زنده(Live CD) منتشر می‌شود اما قابلیت نصب روی هارد دیسک را هم دارد. دسکتاپ آن به صورت پیش فرض GNOME است و نرم‌افزارهای پیش‌فرض فارسی همچون دیکشنری xFarDic و فونت‌های فارسی پروژه FPF در این توزیع در دسترس‌اند. همچنین در پارسیکس به صورت پیش فرض از فارسی‌نویسی پشتیبانی می‌شود و شما می‌توانید همانند ویندوز با فشردن همزمان دکمه‌های Alt+Shift میان زبان فارسی و انگلیسی سوئیچ کنید. پارسیکس یکی از مناسب‌ترین توزیع‌‎ها برای شروع یادگیری لینوکس در میان فارسی‌زبانان است.

3. دبیان (Debian) یکی از قدیمی‌ترین توزیع‌های گنو/لینوکس است که توزیع‌های بسیاری همچون اوبونتو بر اساس آن گسترش یافته‌اند. دبیان پروژه‌ای آزاد و غیرتجاری است که هم اکنون بیش از هزاران توسعه‌دهنده در سراسر دنیا بر روی نسخه‌های مختلف آن کار می‌کنند. این پروژه بسیار بزرگ است و یازده سکوی سخت‌افزاری را پشتیبانی می‌کند. دبیان همچنین پایدار و دارای مستندات بسیاری است، به تعداد زیادی از زبان‌های دنیا ترجمه شده و یکی از بزرگترین اجتماعات کاربری لینوکس را دارد. اما فقدان ابزارها و نصاب گرافیکی، استفاده از دبیان را برای بسیاری از کاربران سخت کرده و در حقیقت ماندن در دبیان در مقایسه با توزیع‌های دیگر مشکل‌تر است. بر همین اساس کاربرانی که قصد استفاده از لینوکس در کامپیوترهای شخصی را دارند بیشتر به طرف توزیع‌های بر اساس دبیان مانند اوبونتو کشیده می‌شوند. دبیان انتخاب مناسبی برای استفاده در کامپیوترهای سرویس‌دهنده (Server) است.

4. ابونتو (Ubuntu) بر اساس دبیان توسعه داده شده و شامل ویژگی‌هایی است که کار کردن با لینوکس را برای کاربران مبتدی و تازه‌کار آسان‌تر می‌کند. ویژگی‌هایی همچون پشتیبانی قوی، آپدیت‌های فراوان، نصب آسان، پکیج‌های نرم‌افزاری بسیار، مستندات کامل و رابط کاربری مناسب که اوبونتو را به کاربرپسندترین توزیع گنو/لینوکس برای کاربردهای دسکتاپ و شخصی تبدیل نموده است. اوبونتو برای استفاده‌های عمومی بوجود آمده، توسعه آن به سرعت پیش می‌رود و هر نسخه از نسخه قبلی، کارآمدتر و قدرتمندتر می شود. در کل اوبونتو در دنیای سیستم عامل‌های دسکتاپ آینده‌ی خوبی دارد. در ضمن یکی از مهمترین ویژگی‌های این توزیع، وجود تعداد کاربران بسیار زیاد و اجتماع‌های کاربری مناسب مخصوصاً در میان ایرانیان است. نسخه‌های جدید اوبونتو هر ۶ ماه یک بار منتشر می‌شوند و هر نسخه، یک کد اسمی و یک شماره مربوط به نسخه بر اساس سال و ماه انتشار، دارد.
از مهمترین افتخاراتی که توزیع لینوکس به دست آورده، این است که از سوی کاربران لینوکس در انگلستان به عنوان بهترین توزیع این سیستم عامل در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد. پیش از این، لینوکس اوبونتو از سوی مجله معتبر TUX نیز به عنوان بهترین توزیع لینوکس در سال ۲۰۰۵ انتخاب شده بود و همچنین در سال 2008 عنوان بهترین لینوکس برای کاربرد در دسکتاپ را بدست آورد.

اجتماع نرم‌افزار آزاد، یک بنگاه خیریه؟!
«مهندس بهراد اسلامی‌فر» در سمینار دوم، به بحث درباره نرم‌افزارهای آزاد پرداخت و گفت:«نرم‌افزارهای آزاد در نقطه‌ی مقابل نرم‌افزارهای انحصاری قرار دارند و به ما آزادی در اجرای برنامه برای هر منظوری، آزادی در مطالعه و بررسی چگونگی عملکرد برنامه و تغییر و شخصی‌سازی آن، آزادی در توزیع مجدد کپی از آن و همچنین آزادی برای بهبود برنامه و انتشار این تغییرات برای عموم را می‌دهند.»
سپس اسلامی‌فر مجوزهای آزاد را که شرکت‌ها و افراد مختلف از انواع آن برای انتشار محتوا و محصولاتشان استفاده می‌کنند، برشمرد.
این مجوزها به سه نوع تقسیم می‌شوند: copyleft license (GPLیا GFDL) که به کاربرانشان آزادی در استفاده می‌دهند و تنها از آنها می‌خواهند که این آزادی را برای بقیه هم حفظ کنند و اثر را بازهم تحت همین مجوز در اختیار دیگران قرار دهد. برای مثال ویکی‌پدیا مطالبش را تحت این مجوز منتشر می‌کند، permassive license (مانند BSD و MIT) که سهل‌گیر و مخصوص دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی هستند و آزادی کاملی به کاربرانشان می‌دهند و همچنین Share-Alike license که حد واسطی میان دوتای قبلی‌ست و آزادی‌های مشروطی به کاربران می‌دهد. مانند  مجوز CC(creative common) که حتماً در گوشه‌ی برخی از وبلاگ‌ها هم آن را دیده‌اید.
اما شاید این شائبه برای خیلی‌ها به وجود آمده‌باشد که نرم‌افزارهای آزاد، حتماً رایگان هم هستند؛ در این کنفرانس توضیح داده شد که این ذهنیت اصلاً درست نیست و کاربر این گونه نرم‌افزارها، آزاد است که هر طور دوست دارد از آنها استفاده کند و مثلاً با ایجاد تغییراتی، آنها را بفروشد فقط باید این آزادی را برای بقیه کاربران هم فراهم نماید.
اشتباه رایج دیگری که در این مقوله اتفاق می‌افتد این است که مفهوم «اپن سورس» را با مفهوم «نرم‌افزارهای آزاد» اشتباه بگیریم. در واقع نرم افزار آزاد به نرم افزارهایی گفته می‌شود که به کاربر اجازه می‌دهد از نرم‌افزار استفاده کرده، در آن دخل و تصرف داشته باشد و هرگونه تغییری مایل باشد با دسترسی به کد منبع (source code) در نرم‌افزار ایجاد کرده و در توزیع آن دچار مشکلی نباشد اما بعد از تولد این مفهوم و به دلیل خلاء‌های آن بود که مفهومی به نام «اپن سورس» به وجود آمد.

یک جذابیت چشمگیر برای کاربران ویندوز!
«مجید سلامت» در سومین کنفرانس که یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های برنامه هم بود، به معرفی سیستم عامل کوبونتو، میز کار KDE4 و  میز کار سه بعدی و فانتزی compiz Fusion  پرداخت. میز کار(دسکتاپ) بسیار جالبی که کار کردن با آن برای کاربرانی که فقط با میزکار ویندوز آشنا هستند، به شدت عجیب و هیجان‌انگیز است.
جالب است بدانید که لینوکس رابط‌های گرافیکی متنوعی دارد. منظور از رابط گرافیکی همان ظاهر گرافیکی است که کاربر مشاهده می‌کند و در سایر سیستم‌عامل‌ها یکی بیشتر نیست؛ یعنی شما در سایر سیستم‌عامل‌ها مجبور به استفاده از یک ظاهر همیشگی هستید. انعطاف این ظاهر گرافیکی فقط در همین حد است که رنگ منو (Menu)ها را عوض کنید یا شمایل آیکون‌ها را تغییر بدهید. مثلاً در ویندوز نمی‌توانید کاری بکنید که ویژگی‌های مرکز کنترل (Control Panel) عوض شود یا منوی استارت امکانات را به‌گونه‌ای دیگر در اختیارتان بگذارد چون ظاهر گرافیکی همان قبلی است. می‌توان ظاهر منوی استارت را عوض کرد یا مرکز کنترل ویندوز را به دو شکل جدید و قدیمی دید، فقط همین! اما در لینوکس چندین ظاهر گرافیکی وجود دارد که هر کدام از آنها را با یک ابزار خاص نوشته و طراحی کرده‌اند. به همین خاطر کاملاً با هم متفاوتند! هر کدام از این رابط‌های گرافیکی جدا از تفاوت کلی در ظاهر، امکانات و ویژگی‌های مختلفی دارند. مثلاً رابط گرافیکی KDE حرفه‌ای و زیباست و کاربر را جذب می‌کند. امکانات بسیار زیادی دارد، اختیارات بسیار زیادی به کاربر برای کنترل سخت‌افزار می‌دهد، شباهت‌هایی با ظاهر ویندوز دارد که برای کاربرانی که از ویندوز به لینوکس مهاجرت می‌کنند آشنا به نظر بیاید و نرم‌افزارهای قوی مخصوص به خود را دارد. یا رابط گرافیکی Gnome (گٍنوم) که محیطی بسیار ساده‌تر و صمیمی دارد. این سادگی و صمیمیت کاربر را جذب می‌کند و سبک و راحت، مخصوص کامپیوترهای قدیمی است.
اما بخش دوم این کنفرانس نیز به معرفی اجمالی برنامه‌های جایگزین برای لینوکس از جمله: اپن آفیس(به جای ورد مایکروسافت)، GIMP(فتوشاپ لینوکس)، مرورگر فایرفاکس(به جای اینترنت اکسپلورر) و… را اختصاص داشت.

نصب ابونتو 8،10 در کنار ویندوز!
و در آخرین سمینار «روزبه شفیعی» دبیر همایش، به توضیح گام‌به‌گام نصبUbuntu 8.10 پرداخت تا علاقمندان بتوانند به راحتی و با استفاده از سی‌دی و دفترچه راهنمای نصبی که گروه کاربران لینوکس به شرکت‌کنندگان در همایش اهدا کرده بودند، به نصب این سیستم عامل بر روی سیستم‌هایشان و در کنار ویندوز، بپردازند.
جالب اینکه لوح فشرده اوبونتو دارای قابلیت Live CD است، یعنی می‌توانید رایانه را از روی CD بوت کنید. پس از چند دقیقه اوبونتو بالا می‌آید بدون اینکه تغییری در سیستم ایجاد شود. اکنون می‌توانید نحوه کار سیستم عامل را تست کنید و اگر از آن خوشتان آمد، روی هارد نصبش کنید و یا به کار با ویندوز ادامه دهید!
البته اوبونتو به طور پیش فرض از گنوم استفاده می‌کند. اما طرفداران KDE نسخه‌ای از این توزیع را با نام کوبونتو ارائه کردند که محیط پیش‌فرض آن کی‌دی‌ای است. همچنین تعداد نرم‌افزارهای موجود در نسخه سی‌دی بسیار کم است و برای نصب بقیه نرم‌افزارهای ارائه شده توسط اوبونتو باید از اینترنت یا نسخه دی‌وی‌دی آن استفاده کنید.
بعد از اتمام سمینارها نیز جلسه پرسش و پاسخ شرکت‌کنندگان با اعضای گروه کاربران لینوکس برگزار شد و در آخر کاربران علاقمند، با کمک گروه، جدیدترین توزیع سیستم عامل لینوکس را بر روی سیستم‌های خود نصب کردند.

نوشته شده توسط esfjournalist

نوامبر 10, 2008 در 8:05 ق.ظ.

نوشته شده در گزارش-فناوری اطلاعات

برچسب خورده با , , ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.